تبليغاتX
یادداشت های رضا نصری
 به "بازگشت به آرامش" رای دهیم

امروز کشور ما با خطر‌ات جدَی و مهمی روبروست. دیگر وقت، وقت به شوخی گرفتن واقعیت‌‌ها و تن دادن به توهم ها در بحث‌های فرسایشی "تحریم یا مشارکت در انتخابات" نیست.  گذشت آن دوران که در پناه عقلانیت و تدبیر شخصیت‌هایی چون خاتمی، و با خاطری آسوده و بیمه از جنگ و تحریم و انزوای بین‌المللي، دوستان می‌نشستند و  در فواید "تحریم انتخابات" فرضیه صادر می‌کردند.  آن روزها، ثبات و امنیت حاصل از هشت سال سیاست "تنش زدایی" و درایت عمل شخص رئیس جمهور، این اجازه را  می داد  تا عده ای چنین تفننی، با دعوت مردم به تحریم صندوق ها، با سرنوشت خود و ملَت خود بازی کنند. امَا  امروز فضا فضای دیگری است و خطر جدی تر از آن که دوستان تحریمی چنین با سرنوشت ایران قمار کنند.  

امروز هر بار که آقای احمد‌ی‌نژاد و یارانش گرد میز می‌نشينند تا برای آینده‌ی مملکت تصمیم بگیرند، هر بار پشت بلندگویی قرار می‌گیرند، هر بار در همایشی جهان را مخاطب قرار می‌دهند، ممکن است فاجعه‌ای بیافرینند یا لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به پیکر ایران وارد آورند. دو سال تهدید به تحریم و خطر تهاجم نظامی و زمزمه ی تجزیه ایران و فشارهای سازمان های بین المللی و تخریب وجهه و حیثیت ایران و ایرانی در جهان گواه این مدعاست. 

فردا، 24 آذر، فرصتی است تا دوباره قدمی به سوی عادی‌سازی و آرامش کشور برداریم. مجالی است برای بازگشت به سوی عقلانیت و تدبیر در سیاست که باید قدرش را بدانیم. 

رای به اصلاح طلب ها، رای به آرامش و "نه" به ادامه ی سیاست تنش و تشنج است. 

زمین خورده‌ایم؟! بلند شویم. خود را بتکانیم و باز تلاش کنیم. بهای از دست دادن این فرصت های کمیاب، گران تر از آن است که یارای تحملش را ما و نسل بعد از ما داشته باشد.  امروز تقویت  دموکراتیک ترین جریان سیاسی در ایران منطقی ترین گزینه ی ماست. 

--------------------------------------------------------------------

لیست ائتلاف اصلاح طلبان برای شورای شهر تهران:

 

|+| نوشته شده توسط رضا نصری در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385  |
 از نلسون ماندلا تا دیوید دوک!

روزگاری نه چندان دور میزبانان و مهمانان رئیس‌جمهور کشور ما چهره‌هایی مانند نلسون ماندلا و پاپ ژان پل دوَم بودند؛ چهره‌های خوشنام و انسان‌دوستی که یک عمر با فاشیسم و آپارتاید و دیکتاتوریهای شرقی مبارزه کرده بودند و اینک آمده بودند تا در کنار خاتمی از گفتوگوی تمدن‌ها و آشتی ملَت‌ها سخن‌ بگویند.

امروز هم سردار مهروزی، آقای احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور کشور سعدی و حافظ و مولانا،  "دیوید دوک" رهبر پیشین فرقه‌ی نژاد پرست KKK (كو-كوكس-كلان) را به تهران برای شرکت در کنفرانس هولوکوست دعوت می‌كند تا در کنار هم آدولف هیتلر را تبرئه کنند.



امروز رهبر فرقه ای در تهران سخن‌رانی می‌کند و با نمایند‌ه‌ی ملت ایران جلوی صدها دوربین و خبرنگار دست می‌دهد و عکس یادگاری میندازد که طرفدارانش مانند جلادها لباس می‌پوشند، مانند شیطان پرستان صلیت آتش می‌زنند، مانند نازی ها به رهبرشان سلام می فرستند، و تا همین چند سال پیش سیاه‌پوستان را از شاخه‌‌ی درخت های آلاباما و تکزاس‌ به دار می‌کشیدند یا سوار بر وانت آنها را کیلومترها با زنجیر به روی آسفالت تا حد مرگ می‌کشاندند.

واقعاً‌ شرم‌آور است که چهره‌ی ایران و مسلمانان به این ارزانی این طور به لجن نفرت و کین و خشونت پرستی کشیده شود.

باز انتخابات را تحریم کنید و بگویید خاتمی و احمدی‌نژاد با هم فرقی ندارند!‌

|+| نوشته شده توسط رضا نصری در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385  |
 تفکیک دولت و دولت: ضرورت تصحیح زبان

نوشتن از  سیاست خارجی و روابط بین‌الملل برای خوانندگان ایرانی کار ظریف و مشکلی است. معمولاً مخاطبان ایرانی به ندرت میان مقوله‌‌‌ی "منافع ملَی کشور"  و "منافع نظام سیاسی حاکم‌" تفکیک قائل می‌شوند و این باعث ‌شده که عمدتاً‌ طرفداری نویسنده از یک سیاست [ولو] درست در حوزه‌ی روابط خارجی یا پشتیبانی او از دستگاه دیپلماسی کشور، نزد بسیاری از مردم ناراضی،‌ به جانبداری از نظام یا تایید عملکرد کلَی حاکمیت تعبیر ‌شود. اصولا مخالفت سیاسی در ایران، یک مخالفت همه جانبه است که لجوجانه حتی حوزه دیپلماسی را هم در بر می‌گیرد!

طبعاً‌ می‌شود این طرز تفکر عموم مردم را - از زاویه‌ی جامعه‌شناسی - به فرهنگ سیاسی و تاریخچه‌ی رابطه‌ی قهرآمیز ملَت با حاکمان منتسب کرد، امَا به نظر من، بخشی از این مشکل نیز ریشه در  ادبیات رایج در رشته‌ی روابط بین‌الملل و حقوق بین‌الملل در ایران دارد که نتوانسته - از بدو تاسیس تا کنون - اصطلاحات تکنیکی این دو رشته‌‌ی تخصصی را از زبان‌های انگلیسی و فرانسه - که اوَلین تولیدات علمی در این زمینه را داشته‌اند - به درستی به زبان فارسی برگرداند و  مفهوم آنها را، ‌آنطور که در تحلیل‌ها باید به کار آیند،‌ منتقل و میان مردم ترویج کند.

بارزترین مثال این ضعف زبانی هم مربوط به ترجمه‌ي ابهام آمیز  واژه‌ های State  و Government به واژه‌ي مشترك "دولت" به زبان فارسی است كه باعث شده  ایرانیان "دولت" را هم به معنای مجموعه‌ی قوه‌ی مجریه  (یا Government)، و هم به معنی کلیَت کشور در صحنه بین‌المللی (یا همان State انگلیسی و  État‌  به فرانسه)-  که مجموعه‌ است از  "سرزمین،‌ ملَت و حاکمیت" - به کار برند.  و این در حالی که این دو مفهوم هم از نظر معنی و هم از نظر بار حقوقی چنان متفاوت هستند که به هیچ عنوان قابل معاوضه نمی‌باشند:  

دولت (به معنی Government) یک مقوله‌ی موَقت است که با انتخابات، رفراندوم، کودتا، انقلاب یا تحوَلاتی از این دست تغییر می یابد و تنها یکی از اجزاء تشکیل دهند‌ه‌ی دولت (به معنی State ) می‌باشد؛ از سوی دیگر‌ دولت (به معنی State)  یک مقوله‌ی دائمی است، با منافع خاص خود،  که فرای عمر Government باقی می ماند و  از زمان تاسیس تا انقراض احتمالی‌اش (مانند آلمان شرقی،‌ یوگوسلاوی یا اتحاد جماهیر شوروی) در صحنه‌ی بین‌المللی ایفای نقش می‌کند، و صرفنظر از ماهیت گردانندگان هیات حاکمه‌اش و مستقل از آنها، هویَت حقوقی‌ منحصر به فرد خود را دارد. چه بسا در طول عمر یک دولت (State) صدها بار دولت (Government) تغییر یابد!

تشابه اسمی میان "دولت" در حوزه‌ی سیاست داخلی و "دولت" در کانتکست روابط بین‌الملل ابهامی در زبان به وجود آورده که - به نظر من - نمی‌تواند در دراز مدَت بر کیفیت‌ تحلیل‌های سیاسی مردم فارسی زبان بی تاثیر بوده باشد.

به هر حال، شاید یک قدم کوچک در راه آشتی مخالفان نظام حاکم با منافع درازمدت ملَی‌شان  این باشد که این نقص زبانی در رشته‌ی روابط بین‌الملل میان متخصصان آن بر طرف شود و  واژه های جدید یا بهتری را جایگزین این ترجمه های غلط کنیم تا تحلیل‌های حرفه ای هم متعاقباْ قابل درک تر و  روشن تر نوشته شوند. بلکه تحلیل های عامیانه هم به دنبال آن در دراز مدت تحت الشعاع قراد بگیرند. 

به نظر من، واژه‌ی "کشور" به مراتب به مفهوم State نزدیک‌تر است تا واژه‌ی "دولت" که بیش از هر جیز هیات حاکمه را در ذهن خواننده تداعی می کند. از این رو پیشنهاد من این است که از این پس در مقالات سیاسی  واژه‌ی "دولت" صرفاً برای اشاره به Government  و  واژه "كشور" برای State به کار گرفته شود. 

تا این دو مفهوم (دولت و دولت)‌ در زبان و ذهن مردم  از هم تفکیک نشوند، چه بسا خط مرز میان منافع کشور و منافع نظام حاکم بر آن نیز، هرچند در بسیار مواقع بر هم منطبق هستند، همچنان در اذهان عموم مبهم  باقی بماند.

 

|+| نوشته شده توسط رضا نصری در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385  |
 
 
بالا