حقوق شهروندی در همهجا ضامن کيفيت زندگی است. ضامن امنيت و جان و سلامت انسانهايی که کرامتشان در گرو احقاق همين حقوق است.
این حق مسلم مردم است که در برابر نقض آن شديداً اعتراض کنند و جواب بخواهند و غرامت دريافت کنند.
مردم حق دارند بدانند چرا دولتی که توانايی خريد ۱ ميليارد دلار راکت ضد موشکِ زمين به هوا از روسيه را دارد، هواپیما هایش که مسافر نقل می کنند در چنین وضعیتی هستند؟ باید بدانند چرا دولتِ مسئول، درصدی از این مبلغ را صرف کنترل، تعمير، تعویض و به روز نگه داشتن وسائل نقليهاش نمیکند تا در زمينهی سوانح هوايی هم رکورددار جهان نباشيم؟ حق دارند بدانند چرا در جايی که يک نقص فنی ساده به آسانیِ جان دهها خبرنگار جوان و خانوادههايشان را در عرض چند لحظه نابود میکند، اولويت با کدام هزينههاست؟
مردم حق دارند بدانند وقتی تنها "نفس کشيدن" در هوای آلودهی پايتخت میتواند منجر به انواع عوارض قلبی و بیماری ها تنفسی و سرطان ريه و حتی مرگشان شود، به کدام مرجع قانونی باید شکایت ببرند؟ کدام مسئول باید جوابگو باشد؟ کدام برنامه و طرح و راهکار برای مقابله با آن تدوین شده است؟ اصلاْ چرا هیچ وزارتخانه ای منحصراْ مسئول محیط زیستی نیست که در سال هزاران قربانی (یا شهید) برجا می گذارد؟
باید بدانند چرا قوه ی قضاییه قابلیت پذیرش شکایت های ناشی از سهل انگاری مقامات عالی زتبه را ندارد؟ چرا شهروند ایرانی که بر اثر خطاهای فنی در جاده سازی معلول شده، نباید مانند همتای اروپایی و آمریکایی اش از حمایت قوه ی قضاییه در برابر نهاد دولتی مسئول برخوردار باشد؟ آیا عزت ملّی برای آقایان تنها در نیروی هسته ای خلاصه می شود یا در ارزش جان و سلامت شهروندان؟
مردم بايد بدانند وقتی کيفيت مديريت در کشور آنچنان اسف انگیز است که مسئولين حتی از پس هواپيماهای نظامیشان برنمیآيند، با چه ضريب اطمينان بايد نيروگاههای اتمی را به دست آنها بسپارند؟ چند "فاجعهی "چرنوبيل" به انتظارشان نشسته است؟ احتمال حوادث ناگوار و خطرات ناشی از رادیواکتیویته چقدر است؟ چند "شهيد" بايد در راه رآکتورهای هستهای فدا کنند؟
امّا از همه مهمتر بايد بدانند و بدانیم چرا به نقض مستمر و روزانه ی حقوق شهروندیشان چنین خو گرفتهایم؟ چرا به چنین ظلمی این گونه عادت کردهایم؟ راستی آیا حوادث تلخی مانند سقوط هواپيمای C-130 محصول سالها غفلت فعالان جامعهی مدنی در برابر نقض مستمر حقوق شهروندی نیست؟
من معتقدم حادثه سقوط هواپيمای C-130 مختص به يک صنف خاص نيست، بلکه يک بیدارباش همگانی است که بايد همه را از خواب غفلت بيدار کند. کاش همه نهادها، انجمن ها، گروه های کوچک و بزرگ و دانشجویان مانند صنف روزنامه نگاران یک بار برای همیشه به دنبال جواب می گشتند.
|
+| نوشته شده توسط
رضا نصری در پنجشنبه هفدهم آذر 1384
|